۱
هم‌نوایی وفا با مجله‌ی مد بریتانیایی

هم‌نوایی وفا با مجله‌ی مد بریتانیایی

هنجارشکنی جدید خانم مجری

هنجارشکنی جدید خانم مجری

آزاده نامداری، شهرت و اعتبارش را نه مدیون صدایی چون صدای خانم صادقیان، یا حضور نوستالژیک خانم خامنه و نه جیغ و داد‌ها و رنگارنگی پوشش خانم زارعی و امینی، که مدیونِ رفتارهای ویژه و نوع خاصی از هنجارشکنی‌ها و خرق عادت‌هایی است که از دیگر مجریانِ زن تلویزیون هرگز ندیده‌ایم. در آغاز، شاید چشمگیر‌ترین ویژگی نامداری، لحن خاص گفتاری‌اش بود که جلب توجه می‌کرد که با تیپ خاص گویندگان و مجریانِ زن تلویزیون که عموماً به روایتی سنگین و رنگین ظاهر می‌شدند و با طمأنینه و آهنگی خاص برنامه اجرا می‌کردند مغایرت داشت. همین ویژگی هم بود که باعث شد نامداری در مدت زمانِ کوتاهی، توجه نشریات و برنامه‌های مختلف را به خود جلب کند.
آیا شبکه‌ی بازار در تحقق رسالت خود موفق بوده‌است؟

آیا شبکه‌ی بازار در تحقق رسالت خود موفق بوده‌است؟

ضرورت را‌ه‌اندازی این شبکه‌ برای معرفی و شناسایی محصولات و کالاهای داخلی در بین بینندگان رسانه‌ی ملی احساس می‌شد. اما ناگفته پیداست که راه‌اندازی و سیاست‌گذاری برای این شبکه‌ الزامات خاص خود را دارد، که در حال حاضر نادیده گرفته شده است. عدم رواج مصرف‌گرایی از جمله‌ی این ملزومات است که یک نگاه تیزبین متوجه‌ی رعایت نکردن آن در تبلیغات شبکه بازار خواهد شد. با جملاتی از قبیل «هم‌اکنون تلفن را بردارید و با تماس با این شماره فلان کالا را درب منزل خود دریافت کنید» بیننده‌ی آگاه قبل از اینکه احساس کند درحال دیدن تبلیغی‌ست که هدفش معرفی و شناسایی کالاست، این رواج مصرف‌گرایی و الزام به خرید واین ایجاد نیاز کاذب در بیننده را حس می‌کند. چیزی که در رسالت تعریف شده‌ی شبکه بازار نیست.
بوسیدن روی ماه، بوسیدن روی مادران شهدا

بوسیدن روی ماه، بوسیدن روی مادران شهدا

«بوسیدنِ روی ماه» روایت جدیدی است از انتظاری بیست و چند ساله برای مادران مفقودین هشت سال دفاع مقدس. اولین شنبه‌ی هر ماه، پاهای ناتوان و بی‌رمق مادران داغداری که با شوق دریافت خبری از جوان مفقودالاثرشان، فاصله‌ای طولانی را تا ستاد طی می‌کنند و دست خالی برمی‌گردند… داستانِ احترام سادات و عاطفه خانمی که بیست سال است هر ماه، اولین شنبه، رو سوی ستاد می‌آورند تا مگر پلاکی، کارت شناسایی، تکه استخوانی، نشانه‌ای از فرزند دلبندشان به دست ایشان برسد تا جایی داشته باشند برای گریه‌های تمام این بیست سال دلتنگی بر سر خاکِ فرزند. آرام دلی که در این واپسین روزهای عمر، این چشم به راهی را پایان بخشد تا سر آسوده بر بالین مرگ بگذارند…
فیلمی دهه‌چهلی و قصه همیشگی هووها

فیلمی دهه‌چهلی و قصه همیشگی هووها

زن‌ها در فیلم «زن‌ها شگفت‌انگیزند»، بی‌خرد نشان داده شده‌اند، مردی که شوهرشان باشد همه‌ی این زن‌ها را به جان هم انداخته و با پوزخندی از دور دارد روزگار را با زن پنجم می‌گذراند. بیننده در هیچ کجای فیلم نمی‌تواند برای این سوال خود «که کارگردان یا نویسنده چه چیز می‌خواهد بگوید؟» پاسخی پیدا کند. قصه‌ی داد و بی‌داد هووها سر همدیگر و مثلا چاره‌اندیشی‌شان برای زیرآب بردن سر شوهر، همه‌ی سناریو فیلم «زن‌ها شگفت‌انگیزند» است. فیلمی که روی پاکت دی‌وی‌دی‌اش نوشته شده: «تماشای این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمی‌شود» ! شاید خودشان هم می‌دانند فیلمی در این حد و اندازه ممکن است روی سطح توقعات و دیدگاه نوجوانان تاثیری منفی بگذارد.
روزهای زندگی؛ روایتی بی‌حاشیه از حضور زنان در جبهه‌‌ها

روزهای زندگی؛ روایتی بی‌حاشیه از حضور زنان در جبهه‌‌ها

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین کارگردانی/ فیلم روزهای زندگی، شاید یکی از معدود فیلم‌های دفاع مقدس باشد که تا کنون با اشارهٔ مستقیم و بی‌حاشیه به حضور قوی و انسانی پرسنل درمانی زن در جبهه‌ها پرداخته است، بی‌اینکه تفاوتی میانِ درجاتِ این حضور میانِ ایشان با مردان قایل شود و زنان جبهه را تا حد معشوق و یا حتی مزاحم فرو کشد.‌‌ برخلافِ معمولِ فیلم‌های جنگی هیچ قهرمان‌پروری در فیلم نمی‌بینیم. قهرمانِ داستان هر کسی می‌تواند باشد. هیچ برتری خاصی میانِ آدم‌های این فیلم از هر جنسی که تصور کنیم وجود ندارد. یک پرستار که برای نجاتِ جانِ پزشکِ همکارِ فراری‌اش به سمتِ عراقی‌ها شلیک می‌کند تا زنِ پزشکی که پتوی سربازی به سر می‌کشد و خودش را به خطر می‌اندازد…
همیشه پای یک زن زیبا در میان است!

همیشه پای یک زن زیبا در میان است!

سیندرلا، سفید برفی و هفت کوتوله، دیو و دلبر، زیبای خفته، راپانزل و…یک زن زیبا و خوش قلب، که البته این زیبایی اوست که محور اصلی داستان است و حوادث و ‌‌نهایت داستان را رقم می‌زند. در این داستان‌ها همیشه پای یک زن زیبا و یک شاهزاده در میان است!
نگاهی به فیلم «میگرن»؛ پازل‌های ساده فاقد گره

نگاهی به فیلم «میگرن»؛ پازل‌های ساده فاقد گره

«میگرن» راوی زنانی است که از هر طبقه ی اجتماع و با هر لحن اجتماعی، و ریتم حرکتی دچار یک معزل هستند، تنهایی. از دختر بچه ای نه ساله تا زنی نزدیک به نود سالگی. دوره تنهایی را می توان میان همه آنها جستجو کرد و بروزش را در ساختاری روانشناسانه در روایتی که داستان را شکل می دهد دید. «میگرن» نه شاعرانگی زنی را توصیف می کند که درگیر ترجمه و نوشتن است و نه دردسرهای زنی را که شوهرش بی قید از هر مسئولیتی جهان با خون دل ساخته زنش را رها میکند به سوی مدینه ای فاضله، با هیچ پیش زمینه ذهنی. استان این سردرد هیچ گره بزرگی ندارد. ساده است و آرام، خیال پرداز نیست، بخش هایی از چند زندگی بسیار آرام را همراه دارد، که کارگردانش تصمیم گرفته نگاه ها را بیشتر به آنها متوجه کند.
نمای زن در سینمای ایران

نمای زن در سینمای ایران

در فیلم‌فارسی‌ها علی‌رغم استفاده از زن، حضور او در داستان و در پیشبرد ماجرا کارساز نیست، چون تنها موجودی‌ست که بنا به تمایل کارگردان و تهیه‌کننده به مخاطب تحمیل شده است. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ترور و وحشت در ایران برقرار می‌شود و از آن‌جا که در سینمای رؤیاپردازانه، ساختن الگوی به اصطلاح الکی‌خوش در جامعه مد نظر بود، قهرمان‌سازی در فیلمفارسی کم‌کم اوج گرفت؛ تمهیداتی چون رقص، آواز و زنانی که توسط مردان آب توبه روی سرشان ریخته می‌شد و دختران روستایی که فریب پسران شهری را می‌خوردند و یا توسط مردی خیّر به زنی گرفته می‌شدند و به روستا برمی‌گشتند، در نظر گرفته شد.
ضعیفه‌ها در شیداییِ عسگرپور

ضعیفه‌ها در شیداییِ عسگرپور

زنان‌پرس: زنانِ شیدایی، چه دکتر و چه زنی جا افتاده و خانه‌دار، تابع مردانِ خود هستند. قادر به تصمیم‌گیری نیستند. زن، یا معشوق است یا مادر. او هرگز توانایی غلبه بر شرایط نخواهد داشت مگر اینکه مرد را در کنار داشته باشد و برای این تأمین باید بهایی پرداخت کند. بهای این امنیت، فرمانبرداری و گذشت است.
اخبار
Teribon Teribon
خانه آرشیو چندرسانه‌ای فضای مجازی پیشخوان پرونده یادداشت تبلیغات درباره ما تماس با ما