Teribon Teribon
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۲ دی ۹۰ ساعت ۰۳:۱۰
مجلات خانوادگی، نشریه زرد یا نشریه موفق؟
زنان‌پرس: نشریات خانوادگی ممکن است به لحاظ کیفیت کار روزنامه نگاری ضعیف عمل کنند اما نشریاتی هستند که مخاطب زیادی را به خود اختصاص داده و سرانه مطالعه را در کشور بالا برده اند.

وبلاگ حجاب‌نامه در مورد نشریات خانوادگی نوشت: 

تعداد زیادی از مجلاتی که این روزها روی دکه های روزنامه فروشی مشاهده می کنیم با موضوعات خانوادگی منتشر می شوند. مجلاتی از قبیل خانواده سبز، خانواده و دسته دیگری از همین قبیل که کمی متفاوت‌ترند به نام راه زندگی، راه موفقیت، موفقیت و… البته آنچه قابل توجه و تاکید است اینکه خانواده به عنوان یک رکن اساسی جامعه که نمود کوچکی از فرهنگ و خلقیات جامعه را در درون خود دارد قطعاً باید رسانه ای مختص خود داشته باشد اما سئوالی که ممکن است ذهن مخاطب را درگیر کند این است که آیا این مجلات خانوادگی درخور و شایسته خانواده ایرانی هستند؟ طیف وسیعی از مجلات خانواده با عنوان نشریات عامه پسند شناخته شده اند. آیا این نشریات جوابگوی نیازهای خانواده اسلامی – ایرانی است؟ بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات بین نشریات عامه پسند و نشریات نخبه گرا تفکیک قائلند و برای هر کدام از آنها ویژگی های خاصی برمی شمرند. این ویژگی ها صرفا معطوف به ویژگی های محتوایی و ظاهر نشریات و رسانه ها نمی ماند. در بسیاری از مواقع این ویژگی معطوف به مخاطبان این دست از رسانه هاست. فراگیر بودن مخاطبان رسانه یکی از ویژگی های رسانه عامه پسند است. اگر چه به نظر می رسد این فراگیری مخاطب به خاطر ویژگی های خود رسانه عامه پسند اتفاق می‌افتد؛ از جمله این ویژگی ها می توان به پایین بودن هزینه، تنوع و ملموس بودن سوژه ها، زبان ساده و قابل فهم این رسانه ها و مواردی از این قبیل اشاره کرد. اما فریدون صدیقی روزنامه نگاری که خودش در شکل گیری ده ها روزنامه و مجله دخیل بوده است در خصوص مجلات مربوط به خانواده معتقد است کثرت و فراگیری مخاطب این نشریات، نشانه موفقیت این رسانه هاست. او در این خصوص می گوید: «امروز رسانه با مخاطب تعریف می شود و رسانه ای که در جذب مخاطب موفق است قابل سرزنش نیست. او در ادامه تاکید می کند: به عنوان کسی که سال ها در عرصه روزنامه نگاری کار کرده ام می گویم کار کردن و تهیه و تولید مطلب برای نشریات عامه پسند بسیار دشوارتر از کار کردن برای یک نشریه خاص و به اصطلاح نخبه گراست. برای مثال برای درآوردن نشریه‌ای با موضوع خاص ادبیات، نمایش، موسیقی، سینما، مجسمه سازی و غیره می توان انبوهی مقاله، تحلیل، مصاحبه، گزارش و یادداشت هم به زبان مبدأ و هم به زبان مقصد – بسیاری از مطالب خیلی خوب – را کنار هم چید. خیلی کار سختی نیست.»

دکتر مجید رضاییان مدرس ارتباطات و روزنامه نگار، معتقد است نشریات خانواده باید دو رویکرد متعادل را به همراه داشته باشند؛ مجلات خانوادگی به همان میزان که به مسائل مربوط به زندگی روزمره مثل آشپزی و خانه داری می پردازند باید به فرهنگ، اعتقادات و خلقیات نیز که لایه عمیق تر زندگی است توجه کنند. او در این باره می گوید: «روزنامه نگاری سبک زندگی یا آنچه که به Life style معروف است رویکردی است از این نوع روزنامه نگاری؛ بنا بر این اگر یک رسانه صرفاً این سبک را انتخاب کرد ما می‌توانیم بگوییم این رسانه مختص سبک زندگی است که این سبک زندگی می تواند خانواده را شامل شود. یک وجه ممیزه ظریفی بین روزنامه سبک زندگی با رسانه خانواده وجود دارد. روزنامه های سبک زندگی درکشورهای پیشرفته، بیشتر فرم گرا هستند، به همه نیازهای روزمره زندگی می پردازند اما لایه دوم زندگی یعنی جنبه های روحی روانی، اعتقادی، اخلاقی و ابعادی از قبیل انسجام خانواده، مناسبات فرزند با والدین و والدین با فرزند کمرنگ تر است. این لایه شرقی تر است و در شرق روند جدی تری دارد. رسانه خانواده از نظر ما می تواند رویکردی از روزنامه نگاری سبک زندگی باشد که بر خانواده تمرکز کرده است و تنها سبک زندگی به معنای وجود فرم گرایانه و نیازهای روزمره زندگی نیست و یک لایه عمیق تر هم دارد. من معتقدم تأکید بر هر یک از این دو دیدگاه، افراط است. ما نیازمند رویکرد روزنامه نگاری متعادل در خصوص خانواده هستیم. به همان میزانی که به لایه دوم یعنی جنبه های روحی، روانی و فرهنگی، اعتقادی برای انسجام یک خانواده متعهد و سالم نیاز داریم، باید تاکید کنیم جنبه فرم گرایانه و نیازهای عادی و روزمره نیز نباید فراموش شود. چون این بعد مثل ماساژی می ماند که ذهن، روح و روان را در خانواده نرم می کنند. نیاز آدمی هم به هر دو وجه است. بنا بر این رسانه خانوادگی در ایران که در هر دوی این وجوه متمرکز می شود باید متعادل باشد. تأکید بر یکی و حذف دیگری نگاه غیر متعادلی است و اگر این گونه باشد جواب نمی دهد. چنانچه در مجلات سبک زندگی غرب، به قدری ویژه های آشپزی، دکوراسیون، مد، تفریحات و سرگرمی می بینید که به نظر تکراری می رسد، شاید خسته کننده شده است و گاهی یک ضمیمه روزنامه در باره شعر، کتاب یا ادبیات بی نهایت با استقبال مواجه
می شود. حتی وقتی یک نویسنده کتابش را به صورت فصل به فصل روی اینترنت می گذارد به قدری مخاطب پیدا می کند که از مرز چند میلیون می گذرد. این به خاطر خلأیی است که مخاطب احساس می کند. من فکر می کنم در ایران هردو وجه باید دیده شود و یکی از این دوگانه ها حذف نشود.»

مجلات خانوادگی فعلی بیشتر بر مباحث خانه داری و آشپزی تمرکز کرده اند و ظاهراً تنها بر یک بعد از نیازها که بیشتر سرگرم کننده به نظر می رسد تاکید دارند و با وجود اینکه مجلات خانواده کمتر این تعادل را حفظ کرده و به سمت پاسخگویی به نیازهای آنی و روزمره حرکت کرده اند اما همچنان در مسیر جذب مخاطب موفق عمل کرده اند. اما این جنبه رفع نیازهای روزمره نیز به نظر می رسد بیشتر بر روی زنان خانواده تاکید دارد و کمتر به نیاز اقشار متفاوت یک خانواده توجه می کند. چنانکه می دانیم خانواده امروزی متشکل از پسر و دختر دانش آموز و دانشجو و زن و مرد شاغل نیز می شود ولی آنچه بیشتر در نشریات خانواده توجهمان را جلب می کند مباحث مربوط به زن خانه دار است. فریدون صدیقی روزنامه نگار باسابقه در این باره می گوید: «وقتی می گوییم خانواده، خانواده با زن تعریف می شود. نقطه کانونی خانواده، زن خانواده است. مناسبات درون خانوادگی با زن تعریف می شود. طبیعی و بدیهی است که نشریات مربوط به خانواده بخواهند به نیازهای او پاسخ دهند. وقتی که بچه داری، آشپزی، نظافت خانه، طراحی و دکور خانه و گرمای کانون خانواده با خانم هاست طبیعی است که مخاطب اصلی را که هدف قرار می دهد زن خانه دار باشد. آقایان که منزل نیستند. آقایان عموماً آدم های ازخودراضی هستند که گمان می کنند وقتی پایشان را به منزل می گذارند همه چیز باید آماده باشد. حتی زن ها وقتی شاغل هستند باید به سرعت خودشان را به خانه برسانند و غذا را آماده کنند و این مسئله شامل زن کم سواد و با سواد نیست. همه زن ها در همه سطوح و در همه نقاط دنیا دارای چنین شرایطی هستند. خب وقتی این رفتارها زن را موظف می کند به انجام دادن آنها، پس به هدف تبدیل می شود.»

صدیقی این دست نشریات را موفق ارزیابی می کند و عنوان نشریه زرد را مناسب آنها نمی داند. او تاکید می کند که نشریات خانوادگی ممکن است به لحاظ کیفیت کار روزنامه نگاری ضعیف عمل کنند اما نشریاتی هستند که مخاطب زیادی را به خود اختصاص داده و سرانه مطالعه را در کشور بالا برده اند. او معتقد است وقتی رسانه ها نمی توانند پاسخگوی نیازهای جدی و اصلی مخاطبان شوند پس به ناچار مخاطب جذب این نشریات می شود و این نشریات اگر چه به نیازهای آنی مخاطب پاسخ می دهد اما قابل سرزنش نیستند. بالاخره آنها علاوه بر سرگرمی به اطلاع رسانی ودانش افزایی هم کمک می کنند. اگر چه او به این نکته هم اذعان می کند که برخی از این نشریات با بی سلیقگی رفتار می کنند و از صفحه بندی و طراحی و لوگوی آنها گرفته تا اصول و تکنیک های ژورنالیستی شان قابل انتقاد است. بنا بر این با وجود تمام نکاتی که در خصوص این رسانه ها اشاره می شود اما مسئله مخاطبین آنها مسئله مهمی است حتی اگر بپذیریم که این دست نشریات در انتخاب محتوا به گونه ای رفتار کرده اند که مخاطب جذب آنها شده است اما جذابیت های ظاهری آنها و سلیقه روزنامه نگاری در چینش مطالب، چندان درخور تعریف نیست. دکتر رضاییان ضمن تاکید بر این نکته که محتوای رسانه های موسوم به خانواده باید تلاش کنند تا متعادل بمانند، این نکته را اضافه می کند که رسانه خانوادگی باید از جذابیت فوق العاده بالایی برخوردار باشد. او تاکید می کند اگر سطح سلیقه مخاطب تنزل یافته، باید مساحت نیاز مخاطب را اندازه بگیریم. برای مثال ما ۷۰ درصد محتوا را متناسب ذائقه او تهیه می کنیم و ۳۰ درصد را آن گونه که کارشناسان معتقدند انتخاب می کنیم. درطول زمان و به تدریج که همچنان با مخاطب در تعامل هستیم؛ احساس می کنیم ذائقه مخاطب به سمت آن ۳۰ درصد هم میل پیدا کرده و آن هم به مرور در سبد انتخابش جای گرفته است. در چنین شرایطی است که مقدار دیگری به آن ۳۰ درصد اضافه می کنیم و می توانیم این مساحت را گسترش دهیم. دست اندرکار رسانه باید آن گونه که مخاطب می خواهد رفتار کند تا در یک بازه زمانی مشخص این مساحت را بتواند تغییر دهد. اگرچه به دلیل اهمیتی که نهاد خانواده در جامعه ما دارد از رسانه های خانوادگی توقع می رود که بیشتر به پژوهش و مخاطب سنجی بپردازند و در انتخاب سوژه و محتوا و چینش ظاهری مطلب حساس باشند اما می توان گفت حداقل کمکی که این مجلات به خانواده ایرانی می کنند این است که آنها را به مطالعه ترغیب می نمایند و از آنجا که زن خانواده نقطه کانونی خانواده است در اغلب موارد هدف این گونه نشریات، زن خانواده است. البته اگر این نشریات بتوانند خواننده خود را ترغیب کنند تا به مطالعه در سطوحی عمیق تر بپردازد از کارکرد سرگرم کنندگی خود فراتر رفته و به دانش افزایی او نیز کمک کرده اند.

 

نظرات

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن:

مطالب برگزیده
اخبار
خانه آرشیو چندرسانه‌ای فضای مجازی پیشخوان پرونده یادداشت تبلیغات درباره ما تماس با ما